قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3476

تاريخ الفي ( فارسى )

شهاب الدّين گفت « 1 » كه « مرا ميل ولايت است ، زر به چه كار آيد ؟ » و راجه را برداشته متوجّه قلعهء اجمير شد كه محل خزاين آن راجه بود و در استحكام و متانت از ساير قلاع امتياز تمام داشت . و آن قلعه را با ساير قلاع كه در آن نواحى بود فتح كرده ، حكومت تمام آن ولايت را به يكى از غلامان خود كه او را قطب الدّين ايبك گفتندى ، ارزانى داشت و به جانب غزنى معاودت نمود . و راجهء دردمند را بعد از گرفتن اجمير به قتل رسانيد .

--> ( 1 ) . « ولى ما براى تو ارزشى قائل نيستيم كه در بندت كنيم . » - الكامل .